تبلیغات
رویش

رویش
وَ الّذین جاهدوا فینا لنَهدینّهم سُبُلنا...
قالب وبلاگ

استفاده و نقل احادیث در فرهنگ اسلامی ما دارای چهارچوب ها و ضوابطی است که متاسفانه چندی است مغفول مانده و روز به روز هم بیشتر مورد بی توجهی قرار می گیرد. آسیب های این گونه بی توجهی ها بیش از همه قشر متدین را تحت تاثیر قرار خواهد داد. قشری که سعی می کند زندگی خود را  بر قول و فعل معصومین علیهم السلام منطبق کند.

"اجازه نقل حدیث" اصطلاحی معنا دار در سنت حوزوی ما است ولی شاید امروزه که مجموعه ی مجلدات بحار الانوار در یک CD جامع الاحادیث به سادگی در دست هر نوجوانی قرار می گیرد، این واژه برایمان خیلی هم معنا دار نباشد. بر اساس این سنت، هنگامی که شاگردی به حدی از سواد علمی و دقت در نقل حدیث می رسیده است، استاد به وی اجازه ی این کار را می داده. اجازه نقل حدیث ممکن بوده درباره ی یک حدیث خاص، یا مجموعه ای از احادیث یا به شکل مطلق باشد. بنابراین طلاب و روحانیون، پیش از داشتن این اجازه، از نقل روایات در منابر و مجالس خودداری می کردند. این روزها اما، با رویه ای کاملا متفاوت مواجهیم. فرهنگ نقل حدیث به حدی متنزل شده که مجریان تلوزیون هم قبل از اجرا، احتمالا چند تا حدیث قشنگ (!) از تقویم جیبی شان انتخاب می کنند و به تناسب حال (!) مردم را مستفیض می کنند.*

شاید یک بعد از بحث اجازه ی نقل حدیث، دقت در استناد و معتبر بودن حدیث باشد که البته بعد بسیار مهمی نیز هست. اما حساسیت نقل حدیث فقط از حیث سندیت نیست. نکته ی دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد این است که هنگامی که معصومین علیهم السلام،  حدیثی را روایت می کرده اند، به زمان، مکان، مخاطب و ظرفیت و شرایط او توجه داشته اند. به علاوه گاهی شرایط جامعه اقتضائات خاصی را داشته که نوع کلام ائمه و سیره ی ایشان را متفاوت می کرده: مثل زمان تقیه.

یعنی (حداقل بخشی از) احادیث باید در بستر تاریخی و شرایط نقل خود دیده و فهمیده شوند. مجموعه ی احادیث و سیره ی یک امام، بلکه اجازه بدهید دقیق تر بگویم، مجموعه ی احادیث و سیره ی 14 معصوم علیهم السلام است که می تواند فهم درستی از معنای واقعی گفتار و رفتار ایشان به ما بدهد.** و این جاست که اهمیت سیره خوانی مشخص می شود. شخصی که سیره می نویسد، مجموعه ی افعال و اقوال معصوم را به عنوان یک کل واحد تحلیل می کند. و در این حالت است که همه چیز به درستی و در جای خودش معنا می یابد. این طور نگاه کردن مجموعی و سیستماتیک به دین، تنها راه فهم درست آن و حل برخی تناقض های ظاهری اش می باشد.

گاهی با طرح چنین دیدگاه هایی در باب احتیاط در استفاده و نقل احادیث از یک سو، و دقت در برداشت و تفسیر احادیثی که می خوانیم و می شنویم از سوی دیگر، عده ای به سرعت این موضع را می گیرند که با این نگاه، جامعه از احادیث و سنت پیامبر محروم خواهد شد و مگر احادیث برای استفاده ی عامه ی مردم گفته نشده؟

واضح است که منظور، این نیست که

یک. چون محدث نیستیم هیچ حدیثی را حتی اگر از استناد و اعتبار آن مطمئن بودیم، برای دوستان و خانواده مان هم نقل نکنیم.

دو. چون نمی توانیم سیره بخوانیم، حدیث هم نخوانیم.

منظور واضح است که چیست!


پانوشت1: گفت راجع به توهین به پیامبر ص بنویس. گفتم حرفی ندارم! گفت خوب یک چیز مرتبطی بنویس. گفتم باید پیامبر را بشناسیم، عمیق و صحیح، نه سطحی! گفت خوب همین را بگو. حاصل شد این پست. دردی که خیلی وقت بود داشتم و به بهانه ی یادی از پیامبر رحمت ص نوشتمش. بی ربط بودنش مهم نیست!

پانوشت2: نگارنده هیچ نوع تخصصی در باب علوم نقلی ندارد! این مطلب هم صرفا شرح یک دغدغه ی شخصی ست نه یک بیان دقیق علمی. بنابراین پذیرای نقدهای متخصصانه دوستان هستم.


* این متنزل شدن جایگاه معارف دینی گاهی بدجوری آدم را اذیت می کند: هر بار که از کنار ایستگاه های BRT رد می شوم سعی می کنم چند تا از آیه هایی را که روی دیواره های ایستگاه نوشته بخوانم که آن دنیا حداقل از من شکایت نکنند! (سه چیز در روز قیامت به درگاه خدا شکایت می کند: قرآنی که خوانده نشود و... (خصال، ج1، ص142) )

** کتاب انسان 250 ساله را هنوز کامل نخوانده ام. اما اسمش را خیلی دوست دارم. نشان دهنده ی همین نگاه عمیق و دقیق به سیره ی معصومین علیهم السلام است، که آن ها را یک کل واحد می بیند، نه اجزای منفصل!



[ یکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ س. هرمزان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن در آورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
...
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
...
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

(قیصر امین پور)
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب