تبلیغات
رویش

رویش
وَ الّذین جاهدوا فینا لنَهدینّهم سُبُلنا...
قالب وبلاگ

" آخرین روزهای زمستان " مستندی بازسازی شده ست و زندگی شهید غلامحسین افشردی را روایت میکند.

مستندی که روایت کمال آدمی ست... تصویرگر جلوه ی ربوبیت پروردگار...

و اگر هنرمند متعهدی بخواهد، چه زیبا میتواند به تصویر بکشد متجلی شدن آیه " الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا" را... تصویری که خدا به کرات بر صفحه روزگار ترسیم کرده است... و به واقع شکر عملی هنرمند جز این نیست که هنر پروردگارش را با ابزار خویش منعکس کند...

حکایت رشد آدمی در بستر ابتلائات حکایت عجیبی ست؛ تحول انسان هایی که در روند زندگی شان (مخصوصا در دوران انقلاب اسلامی و یا دفاع مقدس) اتفاقاتی افتاده و رشد کرده اند، را بسیار شنیده ایم. حکایت امثال مصطفی چمران، مرتضی آوینی، ابراهیم همت، محمود کاوه، شاهرخ ضرغام و... که روزگاری مثل من و تو درگیر این غفلتهای دنیوی بودند و در جریان اتفاقاتی، آنچنان رشد کردند که گویی عالمان و عارفانی بودند که سال ها اهل مطالعه و عبادت بوده اند.

رویشی که اگر در جریان فتنه 88 در برخی آدم ها ندیده بودم ( آن فتنه و اتفاقات آن سال هم بسیار ریزش داشت و هم رویش! هم بعضی ها که خیلی ادعایشان می شد سقوط کردند و هم بعضی ها که به چشم ظاهر بین ما از ماجرا پرت بودند، رشد کردند و ولایی شدند) باور کردنش برایم مشکل بود...

و چه خوب می گوید سید شهیدان اهل قلم که " غایت خلقت جهان پرورش انسانهایی ست که در برابر شداید بر هرچه ترس و شک و تردید و تعلق است، غلبه کنند و حسینی شوند."

اما هنرمند متعهدی که راز این تحول و عمق آن را درک کرده باشد و بتواند به تصویر بکشد خیلی کم است.

اصل این موضوع که یک نفر یک زندگی خیلی عادی دارد و در بستر ابتلائاتی به تعالی و تکامل روح می رسد و کارهایی که در اسطوره ها و افسانه ها شنیده ایم انجام می دهد، بسیار جذاب و گیرا ست و در نقاط مختلف دنیا درباره ی آن مستندها و فیلم ها و سریال های گوناگونی ساخته اند. اما چگونگی این ابتلائات، چگونگی قرار گرفتن آن فرد در این بستر، مسیر او در رسیدن به تعالی روح و اصل ابن که تعالی روح در چیست، نکاتی ست که اسلام درباره آن ادعاهای جدی دارد و نمونه های زیادی از آن در بستر انقلاب و جنگ به نمایش کشیده شدند. نمونه هایی که شبیه برخی از فیلمهای شرقی و غربی نیستند که مسائل مادی و درگیری های دنیوی آنها را تبدیل به سوپرمن هایی پفکی کرده باشد و اگر بنای هنر متعهد انقلاب اسلامی بر صدور انقلاب است، حکایت رشد این آدم ها باید سهمی جدی داشته باشد!

خیلی از فیلمنامه نویسان و کارگردانان به این معجزه انقلاب اعتقاد داشته و دارند و سعی کرده اند آن را به تصویر بکشند. گرچه تلاششان قابل تقدیر است اما متاسفانه نتوانسته اند آنچنان که باید از عهده ی آن برآیند. شاید هم من اشتباه می کنم و اصلا هدف شان هم این نبوده ست.

در فیلم ها و سریال هایی مثل "لیلی با من است" ، "ضد گلوله" ، "اخراجی ها" ، "نابرده رنج " ، " آماده باش" و... شرایط اجتماعی و یا یک داستان عشقی بستری را فراهم می کند که شخصیت اصلی را به صحنه ی اتفاقات بکشاند(بماند نقدهایی که به همین بسترها و بهانه ها وارد ست) و این بهانه ای می شود تا آن فرد تحت تاثیر ارزش های اخلاقی قرار گرفته و متحول شود، اما این هم تحولی ست آنی که در رفتار فرد در برخی صحنه ها بروز و ظهور دارد، نه تحولی عمیق و طولانی مدت در افکار و اعتقادات قلبی یک آدم!

این تحول آنی کجا و رشد روحی کجا؟

داستان های این چنینی، حکایت کسانی ست که آنقدر از اطرافیانشان خوبی می بینند که دیگر خدا برایشان راه در رو نمی گذارد و نهایتا دل سنگشان آب می شود و خوب می شوند، اما آیا آدم های خوب همین فیلم ها خودشان داستان ندارند؟ از اول انقدر خوب بوده اند؟

از طرفی دیگر در سریالی مثل "شوق پرواز " که به زندگی شهید بابایی پرداخته، با وجود این که داستان کلی متفاوت از نمونه های بالاست، اما باز هم ضعف اساسی آن همین نکته است که در شخصیت اصلی اش رشدی نمیبینیم. یک نفری ست که از اول باهوش و زرنگ و خوب و مودب و مورد احترام همه بوده و تا آخر هم همین طور می ماند.

البته تاکید کنم که هم آن تحولهای آنی وجود داشته و پررنگ بوده و هم آن آدم هایی که از اول خوب و مومن واقعی بوده اند و به تصویر کشیدن هر دویشان ارزشمند ست ولی نکته اینجاست که روایت رشد آدم های معمولی جایش بسیار خالی ست!

مخاطب اینگونه فیلم های ما دو حالت را برای خود تصور می کنند، که یا از اول و بچگی به هر دلیلی خیلی پاک و با تقوا هستند که بهشت نوش جانشان و یا باید منتظر بشینند که خدا در بین خوبانی بیاندازدشان و آنقدر مسیرشان را به سمت صراط مستقیم منحرف کند (!) تا نهایتا دماغشان به خاک مالیده شود و بعد آدم شوند!

اما واقعیت چیز دیگری ست... واقعیتی که قانون خداست و جنگ و صلح ندارد، گرچه در ایام جنگ این ها پر رنگ تر دیده شد.

انّا هَدَیناهُ السّبیل امّا شاکراً وَ امّا کَفوراً

خدا در هر زمان و مکانی راه هدایت را به ما نشان می دهد و این ما هستیم که انتخاب می کنیم و اگر ما در انتخاب های هرچند کوچک خود، از یک راست و دروغ ساده یا حیای در نگاه بگیر تا کارهای بزرگ، صراط مستقیم را انتخاب کنیم، خداست که دستمان را می گیرد و هدایتمان میکند... اگر ما یک قدم به سمت خدا رویم، او صد قدم می آید...

و گرچه این را می توان در زندگی تک تک آدم ها دید اما در عرصه فیلم سازی کمتر به آن پرداخته شده است.

از آن طرف فیلم های به اصطلاح دینی، سیر سقوط آدم ها را افراط گونه به تصویر کشیده اند. تقریبا هر ماه رمضان و در سال هم چندین و چند بار دیگر سریال هایی را می بینیم که یک به ظاهر عابد و مومن در 30 قسمتش، 29 قسمت دارد با سر سقوط می کند و قسمت آخر یک آن توبه می کند و برمی گردد! آنچه به تصویر کشیده می شود این است که ابتلائات بستری ست برای سقوط...!یعنی وقتی بر سر دو راهی گیر کردی، اگر مسیر درست را انتخاب کردی که هیچ، واگر غلط انتخاب کردی شک نکن که بدترین بلاها به سرت می آید، که سریال های "ثریا"، "او یک فرشته بود" و "سقوط یک فرشته" نمونه های عالی آن هستند. در صورتی که همه ی واقعیت این نیست ... با دیدن این ها این حس به آدم دست می دهد که گویی خدا شکارچی ایست که می خواهد تو را به دام بیاندازد تا عذابت کند!

واقعیت آن ست که اگر در آن دو راهی راه درست را انتخاب کردی خدا مسیر هدایت را برایت هموار می کند و اگر اشتباه کردی باز هم دو راهی دیگری جلوی پایت می گذارد، مگر آنکه به دلیلی مورد غضبش قرار گرفته باشی. انگار ابتلائات بهانه ایست تا راه هدایت را پیدا کنی... و تویی که در آن بستر انتخاب می کنی!

" روایت فتح" گرچه در قالبِ مستند بود اما در برخی قسمتهایش خیلی ظریف و به دور از این افراط و تفریط ها توانسته بود این مفاهیم را به تصویر بکشد.

" آخرین روزهای زمستان" نیز حکایت ابتلائات زندگی غلامحسین افشردی ست که مثل من و تو زندگی می کرده و گاها اهل شیطنت بوده اما مسیر رشد و تعالی را چه ساده و سریع طی کرده است... و به قول دوستی آدم با دیدنش احساس می کند که شهید شدن امکان پذیر ست، کافی ست کمی حواسمان باشد...

این چند خط را نوشتم برای تقدیر از این مستند، انشالله که بیشتر از این شاهد امثال این مجموعه باشیم.

"آخرین روزهای زمستان " از شبکه یک ، جمعه ها ساعت 20 پخش میشود و تکرارش سه شنبه ها 23:10 است و در سایت شبکه یک آمده که ده قسمتی ست.

گرچه تا الان دو قسمت آن پخش شده اما متاسفانه در تبلیغات رنگارنگ صدا و سیما،جایی برای تبلیغ آن در نظر گرفته نشده ست. نمی دانم به کجای این دستگاه عریض و طویل برمی خورد اگر به جای تبلیغ آن سریالهای جور وا جور " دزد و پلیس" و " دیوار" و ... ، بماند تبلیغات انواع پفک و بانک و ...، یک بار هم از این مجموعه ها نامی برده می شد.

 

 

پانوشت1: س.هرمزان: شهید باقری شاید تنها شهیدی ست که خیلی راجع به او خوانده ام، دیده ام و شنیده ام. از مصاحبه های اطرافیان، تا خاطرات جوانی و نوجوانی، و حتی نقش نظامی او در جنگ و نحوه ی شهادت و... اکثر کتاب های مرتبط با ایشان را دارم و یا خوانده ام. برایم همیشه جذاب بوده این شخصیت. اما حقیقتا دیدن قسمت اول "آخرین روزهای زمستان" روایت بسیار جدیدی از شهید باقری برایم بود. روایت یک "شدن"، یک "رشد"... روایت انسانی با ویژگی های عادی که شهید "می شود". کسی که در کودکی و نوجوانی رفوزه می شود، از بقیه کتک می خورد، کفر مادرش را در می آورد و...! 30 دقیقه ی ابتدائی فیلم را که می دیدیم، خواهرم گفت: "این که همه ش بد آموزی داره." به شوخی گفتم: "فکر کنم فیلم رو برای تخریب شخصیت شهید ساختند!" ولی واقعا هیچ کس از دیدن این فیلم، نتیجه نگرفت که رفوزه شدن کار خوبی ست. گاهی می ترسیم که "بدآموزی ها" را نشان دهیم... بعد قهرمان داستان ها و فیلم هایمان تبدیل می شوند به قدیسانی که دست هیچ کس به آن ها نمی رسد.

 

پانوشت2: برای شادی این شهید عزیز، فاتحه ای بخوانید.

 

 


[ دوشنبه 17 مهر 1391 ] [ 12:32 ب.ظ ] [ ف. پوررجبیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن در آورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
...
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
...
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

(قیصر امین پور)
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب