تبلیغات
رویش

رویش
وَ الّذین جاهدوا فینا لنَهدینّهم سُبُلنا...
قالب وبلاگ

سر کلاس ارسطو، استاد دارد از غیبت جلسه ی پیش ما گلایه می کند. من و مائده هر دو، هفته ی پیش مریض شده بودیم و نیامدیم. گفتم: استاد علت غیبت ما، بیماری بود.

می گوید: این که نشد دلیل. همه ی مردم بیمارند، البته مقول به تشکیک* !! کسی هست که بتوانیم بگوییم هیچ مشکل و بیماری ای ندارد؟؟ بهانه نیاورید!

حالا بیا و ثابت کن که حالِ ما، مصداق مراتب بالای مفهوم بیماری بود، نه مراتب مادون آن!!


* تشکیک یک واژه ی فلسفی ست، به این معنا که چیزی دارای مراتب باشد!


استاد منطقمان، حضور و غیابش که تمام شود، دیگر برای کسی حاضری نمی زند. حتی اگر یک دقیقه بعد از حضور و غیاب برسد! بچه ها شاکی شده اند:

- استاد یه کم تخفیف بدید. صبح ها ترافیکه. برای کسایی که خیلی دیر نمی رسن، حاضر بزنید.

- تا چند دقیقه تاخیر رو نادیده بگیرم؟

- مثلا.... 10 دقیقه!

- یعنی برای کسی که دقیقه ی 11 ام اومد، غیبت بزنم؟

- بله

- یعنی به خاطر یک دقیقه غیبت بزنم؟

- خوب... بزنید

- پس از همون اول، به خاطر 1 دقیقه غیبت می زنم! 8 و 1 دقیقه هم بیایید غیبت می زنم!!


[ شنبه 6 آبان 1391 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ س. هرمزان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن در آورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
...
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
...
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

(قیصر امین پور)
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب