تبلیغات
رویش

رویش
وَ الّذین جاهدوا فینا لنَهدینّهم سُبُلنا...
قالب وبلاگ
دارم فکر می کنم به این که 
توی هیچ انتخاباتی این مقدار بحث محتوایی ، له یا علیه کاندیدا ها ندیده بودم. همیشه تا بوده، تبلیغات شعاری و مچ گیری و دست و هورا یادم می آید. ولی الآن هر جا که می روی، جزوه است و تحلیل و بحث و ... (به درست و غلط بودنش کاری ندارم.) 

هیچ وقت انقدر وسواس در انتخاب و تصمیم گیری ندیده بودم. شاید بعضی ها خوشحال نباشند از این همه وسواس، ولی من خوشحالم وقتی می بینم آدم ها واقعا دارند فکر می کنند. وقتی می گویند تصمیمم را از قبل مشخص نکرده ام! وقتی دیالوگ حقیقی شکل می گیرد. من همیشه کاملا مطمئن بودن را دوست ندارم. "مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد!" این که گاهی ماری هم ما را بگزد که مایه ی احتیاط و تأمل بیشترمان شود، بد نیست.

خوشحالم که همه ی شهر پر از عکس تبلیغاتی نشده، ولی به جایش هر شب که ایمیلم را چک می کنم، صد تا بحث و نظر جدید توی گروپ آمده و خیلی هایش برایم مفید است.

خوشحالم که آدم ها توقعاتشان را تعدیل کرده اند. می فهمند که هر کسی که رئیس جمهور شود، یک آدم است. آدمی با نقاط ضعف و قوتش. آدمی که ممکن است عوض شود.

خوشحالم از این که دوستانی که بعضی وقت ها به خاطر افراطی بودن شعارها و حرف هایشان، بهشان خرده می گرفتم، امروز که رفته بودم ستاد آقای ... داشتند ابراز ناراحتی می کردند که در همایششان یک نفر روی مقوا خطاب به آقای ... نوشته بوده "شهید زنده"!! و می گفتند ما حق نداریم درباره ی کسی بزرگ نمایی و اغراق کنیم...

خوشحالم که در ستادشان منع کرده اند کسی به خاطر تبلیغ، بقیه را تخریب کند و این منع را جدی می گیرند.




پانوشت: واضح است که ستاد، ستاد آقای جلیلی بوده! منظور از سه نقطه، صرفا این بود که تاکید بحث روی آقای جلیلی یا طرفدارانش نیست. تاکید روی زیبایی تقوا داشتن یک عده آدم عادی است. حالا طرفدار هرکس می خواهند، باشند.

پانوشت2: می شود تمام این وقایع را جورهای دیگری هم تفسیر کرد. مثلا گفت که مطمئن نبودن مردم، به خاطر قوی نبودنِ کاندیداهاست. یا سرخوردگی و یأس سیاسی باعث شده که فضای شهر و آدم ها شور و نشاط افراطی نداشته باشد یا...! نمی دانم. به هر حال همیشه آماده ام که "واقع بین" ها، "خوش بینی" هایم را جرح و تعدیل کنند!

پانوشت3: دوست داشتم این نکته ی دقیق محدثه پیرهادی را:

به گمانم این انتخابات از معدود انتخابات هایی است كه مردم مخیر به انتخاب میان "حفظ اصل نظام" و "بر باد رفتن اصل نظام" نیستند. بلكه دارند به انواع مختلفی از سلایق در اداره ی كشور رای می دهند و این اتفاق هیجان انگیزی است. احتمالا یكی از رموز تاكید آقا بر عدم ایجاد كدورت میان حامیان كاندیداها همین است. و به همین دلیل نتیجه ی این انتخابات خود به خود و بدون تحلیل ثانویه یك تحلیل عمیق جامعه شناختی به دست می دهد. این مساله، نتیجه ی این انتخابات را بسیار بسیار مهم می كند.


بعدا نوشت: این را هم ببینید. فکر کنم این جا را خواند، سریع تقلب کرد!! D:

[ پنجشنبه 9 خرداد 1392 ] [ 11:17 ب.ظ ] [ س. هرمزان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن در آورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
...
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
...
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

(قیصر امین پور)
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب