تبلیغات
رویش

رویش
وَ الّذین جاهدوا فینا لنَهدینّهم سُبُلنا...
قالب وبلاگ
اگر دینمان را نشناسیم یک جایی زمین می خوریم. بد هم زمین می خوریم. اگر نرویم دنبال شناختن دینمان و به همین حدِ کم و ناچیز مشهورات بسنده کنیم، تاوانش را می دهیم. یک جایی، یک روزی، یک وقتی که فکرش را نمی کنیم. بعد یادمان باشد که حق نداریم یقه ی خدا را بگیریم و شکایت کنیم. حق نداریم انتخاب غلطمان را و عواقب بدش را گردن خدا بیندازیم...
عاقبت دین نشناسی دو حالت دارد:
حالت خوبش این است که بایستیم و تاوان بدهیم و بعد چیزهایی را که در موقع راحت و آرامش دنبال شناختن و یادگرفتنش نرفته بودیم، پیچیده در سختی ها و تلخی ها بشناسیم و یاد بگیریم...
حالت بدش هم... حالت بدش هم می شود خوارج، که پیشانی هایشان از عبادت پینه بسته بود. می شود شمر، که جانباز صفین بود. می شود عمر سعد، که پسر فاتح قادسیه بود و سربازانش را برای جنگ با حسین بن علی علیهما سلام، به بهشت بشارت داد. این ها همه دین دارانِ دین نشناس بودند.
نمی خواستم روضه بخوانم ولی عمیقا حس می کنم که این وضع اصلا از ما دور نیست. از ما که از دینمان ( یعنی دو میراث پیامبر ص) چیزی به جز مشهورات نمی دانیم!


* سوره مبارکه عنکبوت، آیه 2

[ جمعه 24 آبان 1392 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ س. هرمزان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن در آورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
...
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
...
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

(قیصر امین پور)
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب