تبلیغات
رویش

رویش
وَ الّذین جاهدوا فینا لنَهدینّهم سُبُلنا...
قالب وبلاگ

این مطلب برای نشریه "طلیعه" بسیج دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی نوشته شده و تحت عنوان "دانشجوی بصیر و لحظات خطیر" منشر شد اما از آنجا که این روزها به درد همه ما می خورد اینجا گذاشتم. شما با توجه به رشته تان لطفا برای خود بومی سازی کرده و به خود بگیرید!!!

دانشجو بودن به همین راحتی نیست که ما به همین راحتی این ایام را می گذرانیم. بله درسها و امتحانها و تحقیقها و...آسان نیست اما در بین وظایف بسیار ی که یک دانشجو دارد از همه آسان تر ست. توقعی که جامعه از یک دانشجو دارد همان توقعی نیست که از یک بچه دبیرستانی دارد که ما بخواهیم شبیه یک بچه دبیرستانی هر روز صبح بیاییم دانشگاه و درس و نوشتن جزوه و کلاس و نهایتا کتابخانه و سایت و هنوز ساعت از 3 و 4 نگذشته همه برویم خانه! بارها شنیده ایم و شنیده اید که "دانشگاه مبدا تحولات ست."،  "دانشجو باید نسبت به مسائل جامعه حساس بماند." و... .اما به دانشکده مان که نگاه می کنم که کم اند کسانی که حتی اخبار عادی جامعه را پیگیری کنند و می مانم که این دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دقیقا چه تاثیری در جامعه دارد؟!

16 آذر سال 32 كه سه نفر دانشجوی همین دانشگاه تهران به خاك و خون غلتیدند، تقریباً چهار ماه بعد از کودتای 28 مرداد اتفاق افتاده ست. بعد از آن ماجرا خفقان و سركوب عجیبی در ایران به وجود آمد. در همین فضا ناگهان به وسیله‌ى دانشجویان در دانشگاه تهران یك انفجار به وجود مى‌آید. چرا؟ چون نیكسون كه آن وقت معاون رئیس جمهور آمریكا بود، آمد ایران. 

 در روز 16آذر دانشجوها برای اعتراض به ورودکسانی كه عامل كودتاى 28 مرداد بودند، در محیط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات میكنند، كه با سركوب مواجه میشوند و سه نفرشان كشته میشوند. گرچه درست روز بعد از واقعه 16 آذر و در جو خفقان و وحشت، نیكسون به دانشگاه تهران آمد و دكترای افتخاری حقوق دریافت كرد  اما حادثه 16 آذر 1332، به عنوان نماد استکبار ستیزی ، مبارزه با استبداد .و عدالت خواهی دانشجویان در تاریخ ایران و به عنوان مبدأ جنبش دانشجویی ایران ثبت شد

از آن به بعد تا 1357 كه پیروزى انقلاب اتفاق افتاد، در همه جا و دوشادوش روحانیت و ، جنبش دانشجوئى هم نقش ایفا می کند. بعد از انقلاب هم دانشگاه از نهاد های بسیار اثرگذار در تحولات جامعه بوده و هست. عید سال ۵۸ یعنی کمتر از دو ماه بعد از انقلاب، به محوریت دانشجویان دانشگاه های تهران، پلیتکنیک، ملی و شریف جهادسازندگی تشکیل شد و دانشجویان برای  سازندگی  و رفع  محرومیت  به  دورترین نقاط كشور رفتند.13آبان58 لانه جاسوسی مریکا به دست دانشجویان تعطیل می شود. در دفاع مقدس هم نقش پر رنگ دانشجویان دیده میشود. بهترین  دانشجویان  ما در هویزه  زیر تانك ها له  شدند تا کارشکنی های بنی صدر نمایان شود.

در تاریخ دانشجویی از این اتفاقات بسیار ست. اتفاقاتی که در راستای رسیدن به آرمان های انقلاب اسلامی بوده ست. گرچه با توجه به موقعیت و مسئله هر زمان دانشجویان اثرگذاری متفاوتی داشته اند. گاهی هم از همین روحیه عدالت طلبی و آرمان گرایی دانشجویان سوء استفاده شده ست. طبیعی ست که نهاد به این مهمی، طمع احزاب و گروهای سیاسی را برای سوء  استفاده از آن بر انگیزد و حاصل آن می شود اتفاقات کوی دانشگاه در تیر78 و ده سال بعد از آن در سال 88 تحصن فتنه گران در مسجد دانشگاه تهران و ناآرامی های این دانشگاه.

از دیگر مصادیق اثرگذاری دانشجویان و حساس بودن نسبت به مسائل مهم جامعه، در بحث تعلیق تاسیسات هسته ای بود. حلقه های انسانی که در آن زمان تشکیل دادند، تحصن جلوی کاخ سعدآباد در سال 82 که صدای اعتراض دانشجویان درباره مذاکرات سعدآباد را به گوش همه رساند. گرچه آن روز دانشجویان در ظاهر قضیه فقط توانسته بودند که مانع خروج تیم مذاکره کننده غربی از در اصلی کاخ سعدآباد شوند اما با این کارشان توانستند به گوش عموم ملت ایران برسانند که مفاد این مذاکرات چیست و چطور حقوق مسلم ایران نادیده گرفته شده ست. بعد ازآن  خواست عمومی برای شکستن تعلیق ها ایجاد شد و دولت به پشتوانه مردم، تعلیق داوطلبانه را شکست تا جلوی زیاده خواهی آمریکا، انگلیس ودیگر ایادی استکبار را بگیرد. حلقه انسانی دانشجویان دور تاسیسات هسته ای فردو در چند هفته پیش  نمونه دیگری ست، که نشان می دهد دانشجویان مسائل مهم را رصد می کنند و در موقع لازم عکس العمل نشان می دهند.

 از 16آذر 32 تا الان جنبش دانشجویی بالا و پایین های زیادی داشته و فرصت برای پرداختن به آن کم ست. در زمان های مختلف دانشجویان نشان دادند که چشم بیدار جامعه هستند اما اگر به دانشکده خودمان نگاهی بیاندازیم، آنچنان اثری از این جملات غرور آفرین نخواهیم دید. سوال من این ست که ما چه نقشی در این تاریخ پر فراز و نشیب جنبش دانشجویی داشته ایم؟

در این چند سال اخیر،  در بحث های بیداری اسلامی، مبارزه با استکبار جهانی، محورهای مقاومت مانند فلسیطن، لبنان، سوریه و ...، عدالتخواهی، مبارزه با فساد اقتصادی، گرایش های انحرافی و ... دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی چه نقشی ایفا کرده اند؟ باشد شما بفرمایید این ها بحث های سیاسی ست و شما اطلاعی ندارید و علاقه ای هم ندارید. که البته من مخالف این استدلالم اما اگر هم بپذیریم؛  از شما می پرسم که بحثی مثل سبک زندگی، اسلامی و بومی سازی علوم انسانی، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مشکلات عدیده فرهنگی و تربیتی در جامعه در حوزه تخصصی ما نیست؟ طرح 6-3-3 عجولانه در مدارس اجرا می شود بدون آنکه زیرساختهایش آماده باشد اما صدایی از دانشکده ما بلند نمی شود! همایش تحول در علوم انسانی برگزار می شود اما کسی حرفی نمی زند! از این مصادیق زیاد ست و دانشکده مان در خواب خرگوشی! این روزها که روز دانشجوست بهترین زمان ست که خودمان را نقد کنیم تا بلکه به خود بیاییم و به نقشی که باید داشته باشیم و نداریم فکر کنیم. تا کی می خواهیم بنشینیم و از اثرگذاری جنبش دانشجویی بگوییم و خودمان فقط نظاره گر صحنه باشیم. باید کاری کرد. باید برای آنچه وظیفه دانشجویان این دانشکده ست و کس دیگری غیر از ما انجامش نخواهد داد، فکر کنیم، برنامه ریزی کنیم و آن وقت سرمان را بالا بگیریم و بهم بگوییم دانشجو، روزت مبارک!

 

 

 

 


[ یکشنبه 17 آذر 1392 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ ف. پوررجبیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن در آورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
...
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
...
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

(قیصر امین پور)
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب