تبلیغات
رویش

رویش
وَ الّذین جاهدوا فینا لنَهدینّهم سُبُلنا...
قالب وبلاگ
اگر دینمان را نشناسیم یک جایی زمین می خوریم. بد هم زمین می خوریم. اگر نرویم دنبال شناختن دینمان و به همین حدِ کم و ناچیز مشهورات بسنده کنیم، تاوانش را می دهیم. یک جایی، یک روزی، یک وقتی که فکرش را نمی کنیم. بعد یادمان باشد که حق نداریم یقه ی خدا را بگیریم و شکایت کنیم. حق نداریم انتخاب غلطمان را و عواقب بدش را گردن خدا بیندازیم...
عاقبت دین نشناسی دو حالت دارد:
حالت خوبش این است که بایستیم و تاوان بدهیم و بعد چیزهایی را که در موقع راحت و آرامش دنبال شناختن و یادگرفتنش نرفته بودیم، پیچیده در سختی ها و تلخی ها بشناسیم و یاد بگیریم...
حالت بدش هم... حالت بدش هم می شود خوارج، که پیشانی هایشان از عبادت پینه بسته بود. می شود شمر، که جانباز صفین بود. می شود عمر سعد، که پسر فاتح قادسیه بود و سربازانش را برای جنگ با حسین بن علی علیهما سلام، به بهشت بشارت داد. این ها همه دین دارانِ دین نشناس بودند.
نمی خواستم روضه بخوانم ولی عمیقا حس می کنم که این وضع اصلا از ما دور نیست. از ما که از دینمان ( یعنی دو میراث پیامبر ص) چیزی به جز مشهورات نمی دانیم!


* سوره مبارکه عنکبوت، آیه 2

[ جمعه 24 آبان 1392 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ س. هرمزان ] [ نظرات ]
این روزها که ما برای امام شهیدمان بر سر و سینه می زنیم،امامی که صدای هیهات من الذله اش در سراسر تاریخ جاری ست،
رئیس انرژی اتمی مان توافق نامه ای امضا می کند که خلاصه ش این ست:
ما به طور داوطلبانه در راستای اعتمادسازی، هر چی اطلاعات هست به سازمان انرژی اتمی  میدهیم آن ها هم قول می دهند اطلاعات را محرمانه نگه دارند!!!!

تا آنجا که من میدانم
محرمانه بودن این اطلاعات برای هر کشور طبق قوانین بین المللی پذیرفته شده ست اما جمهوری اسلامی ایران در حالی اجازه بازرسی از سایت‌های كشورمان را به آژانس داده كه براساس تعهدات بین المللی هیچ وظیفه ای در این باره نداشته است .ایران تا الان کاملا در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح های هسته‌ای عمل کرده و هیچ گونه فعالیتی خلاف معاهدات انجام نشده و نخواهد شد. آقای صالحی اعلام کرده این توافق نامه را برای نشان دادن حسن نیت و اعتماد سازی به طور داوطلبانه پذیرفته است!
و من نمی فهمم وقتی ما کاری نکردیم برای چه باید اعتماد سازی کنیم آن هم در این حد!
فکر کنید که اطلاعاتی در این اوضاع محرمانه بماند!
آخر آنها اگر بلد بودند که مکالمات شخصی خودشان را محرمانه نگه می داشتند!
تو اگر طبیب بودی / سر خود دوا نمودی

نمی دانم واقعا یادشان رفته که اسم دانشمندان و فعالین هسته ای ما از همین گزارش ها لو رفت؟!
نمی دانم وقتی ما این راه را یک بار رفته ایم و آخرش شدیم محور شرارت، دوباره رفتنش چه سود دارد؟!
نمی دانم معنی هیهات من الذله چیست؟!
نمیدانم ...

اگر متن کامل این بیانیه را می خواهید روی ادامه مطلب کلیک کنید





ادامه مطلب
[ سه شنبه 21 آبان 1392 ] [ 12:20 ق.ظ ] [ ف. پوررجبیان ] [ نظرات ]
دوشنبه از برادرم شنیدم خبر را!
باور نکردم... تا در برنامه نود دیدم و از خبرگزاری ها خواندم:

مرگ نوجوان استقلالی به خاطر خداحافظی فرهاد مجیدی!!!

خلاصه خبر به نقل از خبرگزاری مهر این ست:

"احمد، وقتی تماشاگر بازی استقلال  و مس بود، با صحنه خداحافظی مجیدی مواجه شد. اتفاقی که نمی‌تواند باور کند، بر سرش می‌زند، گریه می‌کند. تا دو روز لب  به غذا نمی‌زند. غصه می‌خورد، اشک می‌ریزد و حرفی هم نمی‌زند تا اینکه در نهایت دچار سکته قلبی می‌شود. خانواده،  او را به بیمارستان بوعلی می‌برند. احمد در بخش CCU بیمارستان بوعلی بستری می‌شود.

در حالیکه نیمه بیهوش است از او می‌پرسند، می‌خواهی با فرهاد مجیدی تماس بگیریم تا با او حرف بزنی و احمد دستی به نشانه بله تکان می‌دهد. ساعاتی بعد این احمد است که دیگر روی زمین حضور ندارد؛ پرواز می‌کند به آسمانی که آبی است. باورش تلخ است، باورش سخت است که هوادار معلول استقلال طاقت خداحافظی مجیدی را ندارد و آنقدر غصه می‌خورد که به یک باره دچار سکته می‌شود."



به قول برادرم از این اتفاقات در دنیای فوتبال کم نیست اما مسئله من چیز دیگر ست!
من توقع ندارم در جمهوری اسلامی ایران چنین پدیده ی فرهنگی ای را...
انقلاب اسلامی در ذات یک انقلاب فرهنگی ست و مدعی ست برای رساندن انسان به جایگاه اصلی ش که خلیفه اللهی ست، قیام کرده ست و نظام حکومتی تشکیل داده ست. انسانی که ارزشش آن قدر بالاست که غیر از قرب الهی برای او کم ست.
بعد از 30 سال انقلاب، اینکه یک همچین مسئله ی ساده ای برای یک بچه شیعه زیست کرده در این نظام، آنچنان مهم شود که اعتصاب غذا کند و در نهایت منجر به فوت شود، افتضاح ست...
این جز به این معنی ست که فرهاد مجیدی برای این بچه از امام هایش و به خصوص امام زمانش خیلی مهم تر بوده.... ؟ فرهاد مجیدی از همه آرمان هایی که برای آن انقلاب کردیم برای او مهم تر بوده؟ از همه آن چیز هایی که در همین 20 سال پیش نوجوانان هم سن او به خاطرش برای شهادت مسابقه می داند؟ که توانسته دوری امام زمانش را تحمل کند ولی دور مجیدی را نه...؟!
خاله ش می گوید احمد در این دو روز خیلی غصه‌ خداحافظی مجیدی را خورد. به سر و صورتش می‌زد و می‌گفت برایم سخت است که دیگر بازی‌های مجیدی را نبینم.

البته بسیار دیده ایم که همین اسطوره های پفکی وقتی دچار فساد اخلاقی می شوند  چه تاثیری بر روی مخاطبانشان دارند اما این بار این نوجوان تا مرگ رفت! راهی که برگشت ناپذیر ست!

این یعنی مجموعه دستگاه های فرهنگی ما، چه رسانه ها، چه خانواده و چه مدرسه، از یک فوتبالیست برای نوجوانان ما یک محبوب تمام عیار ساخته اند.
یا بهتر بگویم آنقدر نتوانستند برایش امام و الگوی واقعی را معرفی کنند و در مسیر عبودیت قرارش دهند که خودش فرهاد مجیدی را برای خودش به عنوان امام و محبوبش انتخاب کرد...

کسی که طعم عشق به حیسن را چشیده باشد به کمتر از راضی نمی شود...
من باور نمی کنم که راضی شود!
...
و این یعنی ما شیرینی حب حسین را، حب منتقم و پسر حسین را به نوجونان مان نچشانده ایم....
این یعنی ما هنوز کاری نکرده ایم...



[ چهارشنبه 15 آبان 1392 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ ف. پوررجبیان ] [ نظرات ]
هنوز خاطرمان هست رئیس جمهور در صحبت های انتخاباتی  مطرح کرد راه حلی دارد که در مدت 100 روز مشکلات اقتصادی را حل خواهد کرد!
و به راستی حل کرد! نمی بینی؟ ما دیگر مشکل اقتصادی نداریم!

نزدیک انتخابات که یادتان هست؟ چقدر همه جا حرف از مشکلات اقتصادی بود و گرانی و تورم و....!
طوری که بحث اقتصاد شده بود همه مسائل ما. در انتخابات کسی اولویت اولش فرهنگی و سیاسی و ... نبود، همه دنبال حل مشکل اقتصاد بودند و تنها کاندیدایی که بدون ارائه برنامه اقتصادی مدون و خاصی صرفا شعار حل مشکلات اقتصادی در 100 روز می داد دکتر روحانی بود!
نفهمیدیم چطور شد که به پشتوانه هاشمی رفسنجانی که در زمان مسئولیتش بیشترین تورم دیده شد و به راستی فقیرها فقیرتر و پولدارها پولدارتر شدند، دکتر روحانی رای آورد!

اما امروز از دکتر روحانی متشکریم!
متشکریم که در کمتر از صد روز طبق برنامه ای مدون کاری کرد دیگر کسی از مشکلات و بحران اقتصادی حرفی نمیزند...
نه اشتباه نکنید شوخی نمی کنم! جدی م!
درست است که قبلا اگر گوجه گران می شد گوش فلک کر می شد که وااای! با این قیمت ها اگر نتوانیم گوجه بخوریم چه می شود؟!!!
اما از خرداد ماه تا امروز مرغ از حدود 4000 به 7000تومان می رسد، گوشت از 17000 یا 18000 می رسد به 24 هزار و کسی احساس نمی کند گرانی هست!
الحمد الله در جامعه آرامش حکم فرماست. به قول مادرم هر کس دارد می خرد هر کس هم نمی تواند بخرد نمی خرد اما جیغ و داد نمی کند چون صدایش به جایی نمی رسد.
دیگر کسی نگران نیست که قیمت ها در چه حالند. دیگر مشکلی در اقتصاد نیست به جز تامین بودجه برای یارانه ها. دیگر مردم مشکل اقصادی ندارند که دولت بخواهد به فکرش باشد. الان فقط دولت است که کلی بدهی دارد و کمبود بودجه. شده از جیب فقرا هم بزنیم بایدهمه به فکر دولت و بدهی هایش باشیم!


بله  مشکل اقتصادی مردم حل شد. بدون اینکه تحریم ها برداشته شود. بدون اینکه ساختار اقتصادی تغییری کند یا برنامه اقتصادی خاصی اجرا شود. آن برنامه ای که قولش را داده بودند بازی رسانه ای بود.
مشکل اقتصادی ای که رسانه ها خودشان ایجاد کرده بودند خودشان حلش کردند.
مشکل، احمدی نژاد بود که رفت. دیگر چه کار به فقرا دارید؟ فعلا روحانی را دریابید که بدهی زیاد دارد!








http://persian-star.net/1392/8/06/Caricature/Caricature_Persian-Star.org_29.jpg

[ سه شنبه 7 آبان 1392 ] [ 09:34 ب.ظ ] [ ف. پوررجبیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن در آورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
...
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
...
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

(قیصر امین پور)
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب